خرید بک لینک

درباره سایت

My Poems - اشعار من

سپهر بنده هستم (مستعار) .................. اشعار من، اشعار دیگر افراد .................. شعر نو غزل مثنوی و دوبیتی

امکانات وب

ممکن است همین روزها فرمان ماشین از دستم دربرود

یا در متنی عاشقانه، یکی رگم را بزند

ممکن است سردردم، افسردگی ام کار دستم بدهد

ممکن است یکی از پشت دیوار بیرون بیاید

و با چماق بکوبد وسط سرم

خواستم گفته باشم

به بادهای پاییزی بگو همین طور بی هوا راه نیفتند توی کوچه ها

این روزها همه چیز ممکن است اتفاق بیفتد.

برچسب: اشعار جواد کلیدری"شعر جدید جواد کلیدری, نویسنده: PPP H R تاريخ: يکشنبه 31 شهريور 1392 ساعت: 22:30

 با قطاری که می ره از تهران،

یه بغل شعر جا به جا می شه

از مسیری که توی هر وجبش

راه بندِ سوال و تفتیشه

 

چمدونم پُر از کتاب و پُر از

عکسای دوستای مُرده ی من

خوابت آروم و روزگارت خوش!

پایتختِ گلوله خورده ی من!

 

می رم از پایتختِ وحشت تا

تو فراموشیِ خودم گم شم

شعر بودن دوای مردم نیست،

باید از جنسِ نونِ گندم شم

 

پشت سر یه چراغٍ قرمزه و

رو به رومم چراغٍ سبزی نیست

دوستام یه خیالِ کمرنگن،

دشمنم کاغذی و فرضی نیست

 

تو خودم حبس می کشم هر روز،

مثلِ زندانیِ ابد خورده

وطنم ضجه می زنه دائم

مثل یه گربه ی لگد خورده

 

گربه ای که به خون نشسته ولی

زخم های تنم رو می لیسه

بچه هاشو همیشه می بلعه

اما چشماش تو مرگشون خیسه

 

من سفر می کنم از این شهری

که رابین هودو خواب می بینه

شهری که از زمان مشروطه

داره دائم سراب می بینه

 

شهری که بیست سالِ پیش جای

نوجوونی همیشه عاشق بود

که همه دلخوشی و سرگرمیش

پرسه تو پهلویِ سابق بود

 

با چنارای کهنه گپ می زد،

شعرای شاملو رو ازبر بود

یه دبیرستان عاشقش بودن،

با رفیقاش مثِ برادر بود...

 

شهر اون تو قیام پرپر شد،

مثل یه برده رام شد آخر

وقتی که بادِ معده ی یک دیو

شکلِ ختم کلام شد آخر...

 

تو قطاری که می ره از تهران،

یه نفر بغض می شه بی وقفه

می ره تا دور باشه از شهری

 

که تو اون حرفِ حق نمی صرفه... 

برچسب: شعر از یغما گلرویی"اشعار یغما گلرویی"شعر گربه لگد خورده, نویسنده: PPP H R تاريخ: يکشنبه 31 شهريور 1392 ساعت: 22:28

 وقتی ستاره ها خاموشن ، وقتی قلب ها تارن

وقتی آفتاب به جای مهتابه ، وقتی F به جای M مه

دیگه چرا باید فکر کنی زنده ای ؟؟ ، آره تو یه مرده ای

مرده ای گه گرمه ، وسط این همه ضربه

نمی دونه چیکار کنه ، لازمه بدونه امّا دونستن براش حرومه

چرا؟؟؟برای چی؟؟؟ ، جوابشو منم نمی دونم

امّا ببین مردم چیَن؟؟ ، بدونی به چه دردت میخوره؟؟؟

وقتی همه اسکول و لاشیَن؟؟؟

برچسب: شعر من"شعر نو", نویسنده: PPP H R تاريخ: يکشنبه 31 شهريور 1392 ساعت: 22:24

صفحه بندی